درباره نویسنده
محسن سلیمانی
زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • همه رفته اند...
  • دارم میرم برا همیشه...
  • اجازه...
  • خاطرات فرزند امام روح الله
  • وقتی نوشابه می‌خورید چه اتفاقی در بدن می‌افتد؟
  • تعریف های بزرگان از زنان
  • Wife via GirlFrind
  • برای گذشته گریه نکن...
  • من می خواهم بهلول باشم...
  • تمام آنچه یک زن از همسرش توقع دارد...
  • یه کیس خوب...
  • کامپیوتر مونث است یا مذکر؟؟؟
  • طفلکی دخترا ، واقعاً بهشون ظلم میشه!!!
  • خدایا شکرت...
  • 10 نمونه که ولایت فقیه مانع دیکتاتوری در ایران شد
  • ماجرای زن جوان و پیرمرد
  • به نام خداوند مردآفرین!!!
  • پسرک و توپ های پینگ پنگ
  • چهار دروغ دخترها!!!
  • احترام به حقوق زنان در تاریخ!!!
  • 5 گام تا یک خواب راحت
  • گلاب
  • برای بابای خوبم
  • فارغ التحصیل
  • چگونه همسر خود را روانی کنیم؟؟؟
  • مادرم رفت پشت در ، اما...
  • پول گرفتن از عابربانک!!!
  • رسم و رسومات ازدواج!!!
  • علت درس نخواندن دانشجویان کشف شد
  • 15 توصیه برای دخترخانم ها +18
کلمات کلیدی مطالب
  • روزنوشت (٤٠)
  • زندگی (٢٩)
  • سیاست (٢۸)
  • طنز (٢۸)
  • دین (۱۳)
  • دانستنی ها (۱٢)
  • تاریخ (٥)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
دوستان من
  • دنیای نسیم آتیییییییییییییییییش
  • مشاهده زنده حرم امامان شیعه
  • طرفدار دوآتیشه ولایت
  • تم های بسیار زیبا
  • بچه های قلم
  • خودنویس
  • رجانیوز
  • ابرباران بهاری
  • هرچی بخوای
  • حامیان دولت عشق
  • دفتر مقام معظم رهبری
  • دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
  • شورای صنفی خوابگاه شهید مطهری
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



وب نوشت
بد نیست بدانید........
همه رفته اند...
نویسنده: محسن سلیمانی - یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠

تعطبلات رو رفته بودم خونه

دیشب که اومدم خوابگاه منوچهر و عیسی رفته بودند...

تا رسیدم رفتم تو اتاقشون

از دیدن تخت خالیشون بغضم گرفت...

باورم نمیشه که دیگه در کنار هم نیستیم

من هم فردا برای همیشه میرم خونه

دل کندن از بچه های سوئیت برام کار خیلی سختیه ولی چاره ای ندارم

خدانگهدار تمام خاطرات خوب و بد دوران دانشجویی...

نظرات ()



دارم میرم برا همیشه...
نویسنده: محسن سلیمانی - جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠

جشن فارغ التحصیلی مون بالاخره در تاریخ 19 خرداد برگزار شد

اونی که می خواستیم نشد ولی خداوکیلی خیلی بهتر از مراسم های سال های قبل بود ؛ طوری که حتی اساتید هم به این نکته اعتراف کردند...

فردا آخرین روز کارآموزیمونه

طبق برنامه ام تا دوشنبه یا حتی سه شنبه اینجا میمونم

بعد از اون هم مستقیم میناب...

هنوز باورم نمیشه قراره از دوستام جدا بشم برا همیشه...

خیلی دلم براشون تنگ میشه ؛ الان که دارم مینویسم بغضم گرفته...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »